تبليغاتX
ققنوس
لوكيشن:

داخل ماشين، راديو پيام در حال پخش خبر

خبرنگار: سلام آقاي مسئول (يكي از مسئولان استان آذربايجان غربي)

آقاي مسئول: سلام

خبرنگار: آقاي مسئول ميگن وضعيت بي آبي در درياچه اروميه به وضعيت وخيمي رسيده است

آقاي مسئول: بله متاسفانه امسال سطح آب درياچه اروميه نسبت به سال قبل 45 سانتيمتر كاهش داشته و ميزان نمك درياچه به 400 گرم در هر هزار گرم رسيده كه حالت فوق اشباع هست

خبرنگار: آقاي مسئول اين طرح انتقال آب از رودخانه ارس به درياچه اروميه چي شد؟

آقاي مسئول: بله بنده هم شنيدم كه پريروز وزير نيرو از تصميم دولت براي اجراي چنين طرحي خبر دادند.

خبرنگار: پس هنوز طرح رو اجرا نكرديد؟؟؟؟؟!!!!!!!

آقاي مسئول: نخير هنوز اجرا نشده است.

خبرنگار : ... .

آخه آقاي خبرنگار محترم، برادر من، عزيز من، دلبندم تو نبايد يه تامل كوچولو روي سوالت بكني؟ آخه چطور چنين طرحي دو روز، تنها دو روز بعد از اعلام بايد اجرا شده باشه.

متاسفانه بايد پذيرفت كه بخش قابل توجهي از سوالات خبرنگاران، اين هم صنفهاي عزيز و زحمتكش بنده از اين قبيل سوالات هست كه فقط عرصه خبري كشور رو بيشتر از معمول شلوغ ميكنه و به جاي فايده موجد ضرره.

بهتر نيست يه سوزن به خودمون بزنيم بعد يه جوالدوز به مسئولان.

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 مهر1390ساعت 21:40  توسط وحید عسگری  | 

دیشب تقریبا همه شبکه های تلویزیون مراسم دعا و مناجات شب قدر رو پخش کردند.

"سُبْحانَکَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَبِّ".

البته خوب این دعاست ولی هر چه کردم دیدم وقتی پدر و مادرهای سومالیایی از حدود 20 سال قبل تحت فشار و بمباران آمریکایی های خدانشناس بودن و حالا هم شاهد ذره ذره آب شدن فرزندانشون از گرسنگی و تشنگی هستن ، وقتی مردم بحرین و یمن گرفتار خباثت حاکمان کشورشون با همدستی شیطان بزرگ هستند، وقتی مردم پاکستان، افغانستان و عراق سایه نظامیان آمریکایی رو هر لحظه بالای سر خودشون احساس می کنند و مردم مظلوم فلسطین و به ویژه قهرمانان اهل غزه از شر صهیونیست های وحشی و آدمکش حتی یک لحظه امان ندارند، من روم نمیشه از خدا بخوام که بیخیال همه اینها منو از آتش برهانه.

آتش جهنم هم از هرم نفس همین مظلومان عالمه که گرم میشه پس چه تمنایی برای رهایی از آتش وقتی نسبت به وضعیت اینهایی که آتش جهنم از سوز آه شون شعله میکشه، بی تفاوت باشیم.

هنوز دو شب باقیست و حداقل یازده روز دیگه.

یا علی. التماس دعا

+ نوشته شده در  شنبه 29 مرداد1390ساعت 11:10  توسط وحید عسگری  | 

هيچ حال و حوصله نوشتن ندارم و اگر نبود اين پيام تبريك باز هم نمي‌نوشتم.

عطا افشاري بعد از ظهر ٢٥ مرداد ٨٨ در حالي در سن ٣٧ سالگي درگذشت كه حدود يكسال با سرطان دست و پنجه نرم كرده بود و به نظرم نه سرطان بلكه نامهرباني روزگار و آدم‌هاش بود كه بالاخره باعث شدند افشاري عطاي دنيا را به لقايش ببخشد.

خدا بيامرزدش و يادش گرامي.

اما قصدم از اين مطلب نه صرفا طلب آمرزش براي عطا كه اشاره به مهرباني‌هاي او حتي پس از مرگ بود.

٦ خرداد سالروز تولد منه. عطا از آنجا كه مهرباني‌هاش عمومي‌تر از ديگر خصوصياتش بود باز هم محبتش حتي حدود ٦٥٠ روز پس از مرگش شامل حال من به عنوان كوچكترين دوستش شد و يه پيام تبريك برام فرستاد.

خدا هم عطا را بيامرزد و هم ما را. از عطا هم مي‌خوام كه اگر بدي در حقش كردم من رو حلال كنه.

يا حق.

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 خرداد1390ساعت 11:39  توسط وحید عسگری  | 

اگر چه کنعان ماند تا حافظانش را دوباره در آغوش کشد اما یعقوب تاب فراغ شما را نیاورد.

یوسف های انقلاب و امام مقدمتان خوش.

سالروز بازگشت آزادگان سرفراز دفاع مقدس مبارک.

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مرداد1389ساعت 14:34  توسط وحید عسگری  | 

اعلام نام كردان به عنوان گزينه پيشنهادي وزارت كشور از طرف رئيس جمهور مثل پتك خورد توي سرم؛ آخه با چه استدلال يا حتي توجيهي مي‌شد كردان رو به عنوان وزير، اون هم وزير كشور معرفي كرد. اصلا تحويل گرفتن كردان تو دولت نهم به جهنم اما وزير، اون هم وزير كشور. واي خداي من.

بعد از فجايع مشايي و رحيمي حالا به قول قديما كه مي‌گفتيم تا «سه نشه بازي نشه» واقعا سه سه شده بود، حسابي سه شده بود. ديگه مونده بودم احمدي نژاد رو كجاي دلم جا بدم. اصلا جاش بدم يا يه جوري از دلم بيرونش كنم.

واقعا تو اين چند وقت حسابي با خودم تو كلنجار و كشمكش بودم. هنوز نتونسته بودم دكتر احمدي نژاد رو از دلم بيرون كنم هر چند هر جوري به دعواي عقل و دلم نگاه مي‌كردم مي‌ديدم كه بابا اگر انتخاب مشايي اتفاقي بوده، دفاع از عملكردش چي؟ انتخاب رحيمي و كامل كردن اين سه‌گانه با كردان چي؟

بچه‌هاي وبلاگ نويس و دانشجو كه طرفداراي پر و پا قرص دكتر بودن تو اين مدت كش و قوس استيضاح كردان خودشون رو به آب و آتيش زدن كه بابا كردان و رحيمي و اينها به دكتر تحميل شدن ولي تقدير و تشكر دولت بعد از بركناري كردان از وي در جلسه هيئت دولت آب پاكي رو روي دست همه ريخت.

همه اينها بود تا اين همايش 30 سال قانونگذاري كه يه آب ديگه از نوع ناپاكيش روي دست همه يا حداقل ما ريخت.

بابا اينا از هر تير و طايفه‌اي آدم جمع كرده بودن فقط براي يك هدف؛ «وحدت ملي»!!!

واقعا وقتي همه انواع «ب‌شر» از شر تا يه خورده كمتر شر جمع شن دور هم تا يه نفر رو مات كنن، فيدش كنن نبايد به اين اجتماع شك كرد.

احمدي نژاد هر چي كه باشه از همه اين جماعت هم مردتره، هم سالم‌تره، هم خيلي بهترهاي ديگه.

دكتر، اگه هيچ حجتي ديگه‌اي براي دوست داشتن تو نداشته باشم، همين يكي براي همه عالم از ازل تا ابد كفايت مي‌كنه كه مثلا لاريجاني كه تو تلويزيون تفريحش به لجن كشيدن اصلاح‌طلب‌ها از هر نوعش بود حالا شده دم خور اينا و با هم هم‌پالگي شدن و چه مي‌دونم فالوده مي‌خورن كه كوفت بخورن انشاالله.

ناطق هم كه ديگه حسابش روشنه. اصلاح‌طلب‌هاي اين قصه هم كه ديگه خيلي تو خود قصه هم تعريف نشدن و مي‌مونه حاج آقا.

حاج آقا هاشمي رفسنجاني كه رلش تو اين قصه خيلي مهمه و اگر چه خواست با اين مصاحبه‌اي كه تو همايش اصل 44 بسيج دانشجويي انجام داد توپ رو بندازه تو زمين مثلا اصولگراها ولي خوب به نظرم اين مصاحبه به معناي ختم بازي دولت وحدت ملي و اين مزخرفات بود.

+ نوشته شده در  جمعه 22 آذر1387ساعت 14:54  توسط وحید عسگری  |